همراه با "سمفونی مردگان" و" دو خط شعر" که برای فائزه سفارش داده بودم
با کلللللی گشتن تونستم "قلعه متحرک هاول" هم تو یه سایت پیدا کنم و
برای خودم سفارش بدم
سه روز که از ثبت سفارشم گذشت بهم زنگ زدن گفتن ببخشید این کتاب رو
هرجا گشتیم پیدا نکردیم شماره کارت بدین تا پولتون رو پس بدیم
منو میگی، انقدددددر ناراحت شدممممم که حتی وقتی با پولی که بهم پس داد
"اسم تو" رو خریدم بازم حالم خوب نشد
کتابِ عزیزم
امروز خیلی دلخورم
فهمیدم فائزه میدونه من کلاس غیر درسی میرم
فهمیدم داره برای رتبه ی سه رقمی میخونه
فهمیدم من امسالم قرار نیست هیچ کوفتی قبول شم
فهمیدم مادرم چون از کنکور سال بعدم نا امید شده بود منو این کلاس فرستاده
تا مدرک بگیرم و سال دیگه که قبول نشدم با همین مدرک برم سر کار که آبرومون نره
فهمیدم امروز خیلی خیلی ناراحت شدم اونقدریکه الان تو راه آموزشگاه گریه کردم
من بدون دوتا از "پ" های بزرگ زندگی، بدون هیچ توانایی،
بدون هیچ قدرتی برای تلاش فقط با امیدهای الکی دارم زندگی میکنم
بدون اینکه ذره ای با واقع بینی به آیندم نگاه کرده باشم
من مثل فائزه نیستم که بتونم شبانه روزی درس بخونم، قدرت اینکارو ندارم
بدنم، ذهنم، اعضا و جوارهم نمیکشن
ولی مادرم اینو میذاره به پای بی هدف بودنم :)
امروز دلخورم، از همه ی زندگی، از بدو تولدم هم دلخورم
خیلی دلخورم.

درباره این سایت